غربت خودراترنم می کنم درخلوتم
شعرغم آهنگم واما نمیداندکسی
روزگارتیره می خواهد که رنگم تاکند
ازازل بی رنگم وامانمیداندکسی
خاک راسیلاب یکباره به همراه می برد
ایستاتر ز سنگم و امانمیداندکسی
درمسیرزندگی راه خودم رارفته ام
خسته ای پالنگم واما نمیداندکسی
دورازچشمان نامحرم گم عشقم هنوز
کین نام وننگم وامانمیداندکسی
ازادب دوراست امااعتراف شاعراست
تشنه ی فرهنگم و امانمیداندکسی
ای تو،خودراجلوه آراکن به چشم منتظر
راه تا فرسنگم وامانمیداندکسی
برچسب:
نویسنده: مبین حبیبی